ياسنت لويى رابينو ( مترجم : غلامعلى وحيد مازندرانى )

56

مازندران و استرآباد ( فارسى )

در لنگا به خاك سپردند قبرش تا قرن دهم هجرى زيارتگاه بود . 22 نوامبر 24 ميل - بعد از عباس آباد از راه چمن‌زارى كه بين دريا و شاليزارها بود و تا رودخانه محمد حسين آباد كه در سمت راست آن محله‌اى به همين نام است ، امتداد داشت عبور كرديم ، پس از گذشتن از گنجه رود به نقطه‌اى كه به پكىباغ موسوم بود و در آنجا تازه درختان توت كاشته بودند رسيديم . اينجا سابقا دهى وجود داشت ولى بعدها مردم آنجا را ترك گفتند و به اميچ‌كلا كه در كنار رودخانه واقع است رفتند . جاده در اينجا از آبادى دور مىشود و تا يك ميل از ميان جنگل مىگذرد . در سمت راست جاده درختان عالى جنگلى ديديم . از آنجا راه باريكى از ميان درختان به خرابهء يك بناى كهنهء قديمى منتهى مىشود . اهالى آن حوالى آجرهاى آن را مىبرند . از وضع سابق بناى مزبور اثرى آشكار نبود كه دلالت بر قلعه بودن بنمايد و مردم در آنجا براى بدست آوردن آجر بقدرى چاله كنده بودند كه هيچگونه وسيلهء شناختن آثار يك ساختمان قديمى يا قلعه باقى نگذاشته‌اند . اسم تمام آن حوالى اسپ‌چين « 35 » است و مىگفتند ، شخص بانفوذى بنام عثمان خان در زمان قديم آنجا منزل داشته است . بعد از عبور از مومه دمرده كه نهر كوچكى است و طى كردن يك ميل راه به اسپ چين آمديم كه نهرى نسبة عريض بود و كف شن‌زارى داشت . در ساحل چپ آن دهكده‌اى به همين نام واقع است . از اينجا راه از ميان جنگل شمشادهاى بلند در جوار دريا ميگذرد و بعد از پيمودن نيم فرسخ مسافت از عباس آباد از خرك رود كه نهر پيچ‌وخم‌دارى است عبور كرديم . در ساحل راست رودخانهء مزبور ده جمشيد آباد واقع است . سپس از نهر كوچكى باسم چكهء عباس آباد و قدرى دور تر از چكهء گلور عبور نموديم و در دو ميلى جمشيد آباد در محلى كه دو رودخانه ( كه يكى از آنها بنام تيلوره‌سر يا تيلر رودسر ) وارد دريا ميشوند باز بساحل دريا رسيديم . و پس از